تبليغاتX
پرتال اختصاصی حاج ابراهیم رحیمی

پرتال اختصاصی حاج ابراهیم رحیمی

 

السلام علیک یا اباعبد الله الحسین (علیه السلام)

يادمان باشد از امروز خطايي نكنيم               گر كه در خويش شكستيم صدايي نكنيم

پر پروانه شكستن هنر انسان نيست               گر شكستيم زغفلت من و مايي نكنيم

يادمان باشد اگر شاخه گلي راچيديم                   وقت پرپر شدنش سازو نوايي نكنيم

 يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند                  طلب عشق ز هر بي سرو پايي نكنيم

 يادمان باشد اگر حال خوشي دست بداد                       جز براي فرج يار دعايي نكنيم

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 15:23  توسط نویسنده  | 

+قسمت ششم گلچین جلسات بر روی وب قرار گرفت

+ جلسه هفتگی (۲۲/۵/۸۶) بر روی وب قرار گرفت  

 

میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها به پیشگاه مقدس و ملکوتی امام زمان (عج)

و شیعیان مبارک باد

منو دست و دامانه تو یا رقیه
من از کودکی آشنا با تو بودم و مشق شبم آب بابا رقیه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:5  توسط نویسنده  | 

+قسمت ششم گلچین جلسات بر روی وب قرار گرفت

+ جلسه هفتگی (۲۲/۵/۸۶) بر روی وب قرار گرفت  

 

 روز ظهور تو چه سرافکنده میشوند آنان که در زمزمه ی دعای فرج کم گذاشتند...

قطعه ی گمشده ای از پرپرواز کم است             یازده بار شمردیم یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است         عرق شرم زمین است که سرباز کم است


دلت دارد نشانی از شکفتن                           دعا کن با دهانی از شکفتن
سه شنبه شب «توسل» می‏کشاند                تو را تا جمکرانی از شکفتن
نیامد مرهمی همتای گریه                             نشد چیزی بگیرد جای گریه
سه شنبه شب شده آورده تسبیح                دو رکعت جمکران را پای گریه!
صفِ چشم انتظاران، آیه‏ای خوب           «توسل» می‏چکد، سرمایه‏ای خوب
سه شنبه شب دلم ای کاش باشد            برای جمکران، همسایه‏ای خوب

                                                                                                      محمد کاظم بدرالدین

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 19:8  توسط نویسنده  | 

بخش ششم گلچین جلسات و مناسبت ها

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 18:28  توسط نویسنده 

جلسه هفتگی 22-5-86

 سبکهای اجرا شده در جلسه هفتگی (۲۲-۵-۸۶) در هیئت مکتب الزهرا (سلام الله علیها)

 (شهران)

 

فایل تصویری

 آقامون دلبره و سروره عشقه... (شور)

 بیا تا با شور و مستی عاشقونه پر بگیریم... (واحد)

 

 

فایل صوتی

 آقامون دلبره و سروره عشقه... (شور)

 ارباب حسین... (واحد)

 بیا تا با شور و مستی عاشقونه پر بگیریم... (واحد)

 من کی ام صدق و صفایم... (واحد)

والله ان قطعتمو يميني... (واحد) (سید علی مددوار)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 16:9  توسط نویسنده 

 

میلاد مسعود شاهزاده حضرت علی اکبر علیه السلام به ساحت مقدس و ملکوتی حضرت ولی عصر (عج) و عموم شیعیان مبارکباد

 

جشن های نیمه شعبان ۸۶ و ۸۷ بر روی وبلاگ قرار گرفت

نزهت بادی
قد دلجویش به شاخه شمشاد می‏ماند؛ سایه‏گستر و پربار.
جام چشم‏هایش چون شط شراب است، زلال و درخشنده‏تر از آفتاب.
کمال ابروانش به رعد شباهت دارد؛ به ستیغ کوه.
طره مشکین گیسوانش، شاخه طوبی را به یاد می‏آورد؛ سبک و رها چون موج.
حُسن یوسف در مقابل توفان زیبایی‏اش، پیراهن درید و شاهدان عالم قرب، از شکوه وجودش، پای در گل ماندند و خوبرویان دل بُرده از جهان، انگشت حیرت خویش را به بهای ترنج بریدند.
اما این زیبایی صورت، حجابی است تا آن سر غیبیه، مکتون بماند و این ظاهر خَلقی، آن باطن خُلقی را پرده‏داری می‏کند.
صدف را دیده‏اید که با همه زیبایی و شگفتی‏اش، محزون مروارید است؟
تا صدف را نگشایید، کجا می‏توانید به آن گوهر پنهانی وجود دست یابید؟!
این کوثرنشان حیدری‏نسب، در جمال لم یزلی‏اش، آیینه‏داری پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را می‏کند، اما تو در تعلق و تعیین این جلوه و جذبه ظاهری نمان.
پشت این آیینه هزار جلوه، وجود صیقل یافته‏ای است که بیش از همه، بر حقیقت پنهان محمدیه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نزدیک است.
بی‏جهت علی اکبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را پیامبر دوباره آل اللّه‏ ننامیده‏اند؛ تو بهانه این نسبت را در ظهور عینی او جست‏وجو می‏کنی، اما دلیل، در حضور غیبی اوست.
چاره‏ای نیست! تو نیز برای یافتن آن نور پشت دریاها، باید در وجود حضرتش غرق شوی!
شبیه‏ترین غنچه به بهار
عباس محمدی
می‏آیی و کائنات به تو سلام می‏کند.
عطر آرام تو که از افق لبریز می‏شود، جهان در دامنه زلال روح تو به نماز می‏ایستد.
آفتاب در پیشانی تو شدت می‏گیرد.
تمام میوه‏های درختان شاداب می‏شوند و برگ‏های سبز برای تو شعر می‏خوانند.
گل‏های سرخ از لبخندهای بی‏مضایقه تو جان می‏گیرند و همه رودها، به شوق عطر تو به دریا می‏ریزند.
همه موج‏ها از تو یاد گرفته‏اند که هیچ‏گاه از رفتن باز نمانند. پیش از آنکه بیایی، ابرها نام زلالت را بر همه باریده بودند.
همه نام تو را می‏دانند. همه تو را می‏شناسند. تو شبیه‏ترین غنچه‏ها به بهاری، تو شبیه‏ترین شکوفه‏های ازل به پیامبری صلی‏الله‏علیه‏و‏آله .
همه عطر تو را می‏شناسند؛ نارنج‏ها، ابرها، بادها و گنجشک‏ها.
نام تو در خون همه گلبرگ‏های زیبا جریان دارد.
همه عطرها از مهربانی تو سرچشمه می‏گیرند.
بهشت، بهانه‏ای‏ست برای دیدن تو. بی‏تو، بهار توهمی بزرگ است که به کویرهای بی‏پایان ختم می‏شود.
تو مسافر تمام قلب‏هایی هستی که پرنده‏ها را دوست دارند.
ماه از گریبان گرامی تو آغاز می‏شود و روز در پیراهن تو تکثیر می‏شود.
با تو می‏توان خورشید را به کوچک‏ترین ایوان‏ها دعوت کرد و باران را مهمان تمام شیشه‏های غبار گرفته بی‏رهگذر. امشب به یمن آمدنت تمام آینه‏ها قد می‏کشند.
ابرها همه باران می‏شوند تا بی‏واسطه گونه‏های بهشتی‏ات را ببوسند.
با آمدنت، عشق به مهمانی خانه‏های فراموش شده می‏رود و سقف خانه‏ها ستاره‏پوش می‏شوند.

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 17:43  توسط نویسنده  | 

نیمه شعبان 87

  سبکهای اجرا شده در جشن نیمه شعبان (۸۷) در هیئت مکتب الزهرا (س) (شهران)

توسط حاج محسن طاهری و حاج ابوالفضل بختیاری و حاج ابراهیم رحیمی

 

فایل تصویری

 علی ولی ، ولی علی...

 دهه میلاده مسعوده امام انس و جانه (قسمت اول)... (حاج محسن طاهری)

 دهه میلاده مسعوده امام انس و جانه (قسمت دوم)... (حاج محسن طاهری)

 ای عاشقان ای عاشقان دیوانه ی حیدر منم...

 خدا کنه باز ببینم اون ضریح دلرباتو...

 پر کشیدنم نفس کشیدنم (قسمت اول)... (حاج ابوالفضل بختیاری)

 پر کشیدنم نفس کشیدنم (قسمت دوم)... (حاج ابوالفضل بختیاری)

  یا علی سروده لبه زهرا... (حاج ابوالفضل بختیاری)

 

 

فایل صوتی

 علی ولی ، ولی علی...

 دهه میلاده مسعوده امام انس و جانه (قسمت اول)... (حاج محسن طاهری)

 دهه میلاده مسعوده امام انس و جانه (قسمت دوم)... (حاج محسن طاهری)

 ای عاشقان ای عاشقان دیوانه ی حیدر منم...

 خدا کنه باز ببینم اون ضریح دلرباتو...

 پر کشیدنم نفس کشیدنم (قسمت اول)... (حاج ابوالفضل بختیاری)

 پر کشیدنم نفس کشیدنم (قسمت دوم)... (حاج ابوالفضل بختیاری)

 یا علی سروده لبه زهرا... (حاج ابوالفضل بختیاری)

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 17:25  توسط نویسنده 

نیمه شعبان 86

  سبکهای اجرا شده در جشن نیمه شعبان (۸۶) در هیئت مکتب الزهرا (س) (شهران)

توسط حاج ابراهیم رحیمی و حاج امین مقدم

 

فایل صوتی

 به علی نمازم ، به علی قیامم...

 بگو علی با زندگی صفا کن...

 بی تو گره زکاره دلم وا نمیشود... (شعر خوانی)

 بی تو هوای زمونه سرده...

 دلیره قلندره مردم...

 امشب مستم و میگردم میخانه به میخانه...

 حال و هوای کوچه ها... (حاج امین مقدم)

 کاشکی میشد بهت بگم... (حاج امین مقدم)

 تویی امیده دله همه ، سروده لب های فاطمه (س)

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 17:15  توسط نویسنده 

 

میلاد دو خورشید منوّر آمد
در بین دو مهر ، ماه انور آمد
بر وادی بی نهایت کرببـــلا
سلطان و
               علمدار و
                             پیمبر آمد

بنازم به بزم محبت که آنجا           گدایی به شاهی مقابل نشیند

 

السلام علیک یا سفینه النجات

در باغ‏های احساس زمین، گل‏ها، رنگ سرخ گرفتند.
چهره زرد عشق، به سیلی شاهد شهادت، سرخ شد.
بهار، نوید آمدن گل همیشه بهاری، به باغ فاطمه علیهاالسلام آورد؛ گلی که با شکستن، نمی‏شکند و با چیدن، شاخه می‏دهد.
نوید آمدن مردی که با کشتن، نمی‏میرد؛ بلکه با خونش زندگی می‏بخشد دین محمد را.
پیش از تو...
پیش از تو، عشق یا نبود یا اگر بود، سرخ نبود.
پیش از تو، زندگی ارزش دل بستن نداشت.
پیش از تو، کودکی در آغوش مادرش، عشق را با اشک مادر نمی‏آموخت.
تو، حسین فاطمه‏ای؛ تفسیر عشق خدا به آفریده‏هایش و تمرین عشق بنده، به آفریدگارش. تو تمام دوست داشتنی.
چه کسی صدایم می‏کند؛ حسین؟!
به نام تو می‏نازم، وقتی صدایم می‏کنند، از نامت خجالت می‏کشم. نمی‏دانم این چه شوقی است! چه کسی است صدایم می‏کند: «حسین» و تنم برگ خزان می‏شود و می‏لرزد؟
چه کسی است صدایم می‏کند: «حسین» و اشکم بی‏اختیار می‏ریزد.
نامم ببر و هم‏نام تو بودن را یادم ده.
امیر عشق!
امیر عشق کائنات، آسمان آبی دلدادگی! بهار آمدنت، نوید زندگی عاشقانه است.
کودکی‏ات هم بوی شهادت می‏دهد. کودکی‏ات هم نوید اشک می‏دهد.
امیر اشک‏های بی‏پایان! بی‏تو گریه کردن، معنی ذلت است و با تو فریاد اعتراض به هرچه طاغوت، امیر اشک‏هاست.
بهانه اشک‏هایم باش تا باران شود و ترس را از مزرعه وجودم بشوید.
می‏خواهم آفتاب‏گردان عشق بکارم.
یا حسین!
خاک اگر فصل بهار را «یا حسین» نگوید، جانش گرم آفتاب نمی‏شود. دانه اگر آب را با «یا حسین» ننوشد، جوانه نمی‏دهد. سنگ اگر نام «حسین» نبرد، زیر سم اسبان و پای ستوران می‏شکند. باران اگر عزادار «حسین» نباشد از تقدیر ابر، رها نمی‏شود، رود اگر نیت سفر کربلا نکند، کوه‏ها را نمی‏شکافد.
هرجا جهادی است، هر جا مبارزه‏ای است، هرجا ذره‏ای میل آفتاب می‏کند، نام تو را می‏گوید: «یاحسین!»
جگرگوشه فاطمه علیهاالسلام
در گوش بهار، اذان بگویید! سوسن فاطمه را به آغوش محمد برسانید!
کودکی با قنداقه‏ای از سوسن، آمده تا هم‏بازی سجده رسول خدا شود.
طبیب کوچک‏سالی، دارد غم ناامیدی بشر را درمان می‏کند.
حسین، بزرگ خواهد شد و از کودکی خواهد گذشت؛ ولی جگرگوشه فاطمه خواهد ماند.
حسین، قد خواهد کشید و سرور جوانان بهشت خواهد شد. حسین علیه‏السلام معنای بهار است؛ سرخی لاله، سبزی آزادگی سروها و آبی مهربانی مشک‏های آب... .
حسین امیری


السلام علیک یا ابالفضل العباس علیه السلام

ای نگاه نورانی ماهتاب در مشایعت آفتاب، ای مهربان‏ترین سرفصل عاطفه در سراپرده عاشورا، ای تبسم خونین دست‏های عاطفه، در بریدگی خنجرها، ای زیباترین طلوع عشق و ای دست‏های بریده احساس! تو فصل بزرگی و نوری.
تو حماسی‏ترین صفحات کتاب عشقستان کرببلایی. تو کیستی که تمام لب‏های ترک خورده و تشنه که از ساحل آتشین عشق آمده‏اند، بر گِرد ضریحت می‏گردند؟ تو سینه سینای عشق در سرزمین سبز سیادتی.
تو صاحب بال‏های آسمانی در بهشت برینی.
تو سرخ‏ترین ترانه انتظار رهایی هستی. تو چونان شمشیر آخته‏ای بودی بر فرق خفتگان ستم.
همّت تو، پای پایمردی را بلندتر کرد و مشک آبی که بر دوش کشیدی، عطش مردمان را برای ساحت خورشیدی‏ات افزون ساخت. ولادتت خجسته باد.


السلام علیک یا سید الساجدین علیه السلام

امام سجاد ( علیه السلام) به تنهایی گام بر می‏داشت . آدم‏های زیادی، در رفت و آمد بودند . در راه امام، جمعی از فقیران جذامی نشسته بودند . هرکس که آن‏ها را می‏دید، زود راهش را کج می‏کرد، تا با آن‏ها برخورد نکند .
جذامی‏ها، گرفته و غمگین دورتا دور هم جمع شده بودند . آن‏ها خاموش بودند و آن‏قدر فقیر، که نان خالی هم گیرشان نیامده بود .
مردم می‏گفتند: «با آن‏ها نباید معامله کرد . به آن‏ها نباید چیزی داد . بیماری آن‏ها خطرناک است . آن‏ها باید زودتر بمیرند تا مرضشان ریشه‏کن شود!»
امام سجاد ( علیه السلام) تا جزامی‏ها را دید، فکر فرورفت . آن‏ها با چشمهانی غم‏آلود نگاهش کردند . امام کمی که رد شد، ایستاد و با خودش گفت: «خداوند متکبران را دوست ندارد!»
دیگر حرکت نکرد . احساس می‏کرد اگر به آن‏ها محل نگذارد و پای درد دلشان ننشیند، تکبر کرده است . زود برگشت و به آن‏ها سلام کرد . بعد با خوشرویی کنارشان نشست . آن‏ها با خوشحالی زیاد دور امام نشستند و با نگاهی پر از شوق به او نگریستند .
برای آن‏ها باورش سخت‏بود که مردی کنارشان بنشیند و با آن‏ها حرف بزند . حضرت بعد از کمی صحبت، به آن‏ها گفت: من اکنون روزه هستم!
اما آن‏ها گرسنه بودند و وقت‏خوردن غذا بود . امام روزه مستحبی داشت و نمی‏توانست در آنجا برایشان غذایی فراهم کند .
او فوری برخاست و همگی آن‏ها را به خانه‏ی خود دعوت کرد . آن‏ها با شوق زیاد همراهش راه افتادند و به خانه‏اش رفتند . مردم سر راه از کار امام و دیدن آن‏ها تعجب کرده بودند .
امام به خدمتکار خود دستور داد غذای لذیذ و زیادی برای آن‏ها آماده کند . غذا که آماده شد، امام ظرف‏های پر را یکی یکی جلوی مردان جذامی گذاشت . آن‏ها با لذت و اشتها همه غذاها را خوردند . دقایقی بعد امام یک کیسه کوچک پر از پول آورد . در میان آن‏ها نشست و در مقابل هرکدام مقداری پول گذاشت .
آن‏ها هیجان زده شدند . امام سجاد ( علیه السلام) با مهربانی از آن‏ها دل‏جویی کرد . بعد از آن‏ها خواست‏باز هم به خانه‏اش بروند .
چندنفر از همسایه‏ها که با تعجب پشت در خانه‏ی امام ایستاده بودند، مشغول حرف زدن شدند .
یکی‏شان گفت: «راستی که‏» علی بن حسین «چه جرئتی دارد؟»
آن دیگری گفت: «آیا نمی‏داند که آن‏ها بیماران مردنی هستند و هیچ فایده‏ای ندارند .»
سومی هم گفت: «خدا به خیر بگذراند . من که از دیدن آن‏ها وحشت می‏کنم!»
اما امام سجاد ( علیه السلام) به چیزی دیگری می‏اندیشید . به دل پاک مردهای جذامی که پر از حرف بود، پر از غصه و پر از مهربانی ...
_________________________
منبع: فرازهایی برجسته از سیره امامان، ج ۲، ص ۲۰۵
از اصول کافی، ج ۲، ص ۱۲


بزودی مراسم های اخیر بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 3:57  توسط نویسنده  |