انتقادات و پیشنهادات
بازدید کنندگان عزیز نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود را در این بخش قرار دهید
بازدید کنندگان عزیز نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود را در این بخش قرار دهید
پیامک محرم
باز محرم رسيد، ماه عزاي حسين
سينه ي ما مي شود، کرب و بلاي حسين
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگيرم صفا، من ز صفاي حسين
ديباچه ي عشق و عاشقي باز شود
دل ها همه آماده ي پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين
ايام عزا و غصه آغاز شود
------السلام عليک يا اباعبدالله
امام حسين (ع) :
هر کس اين پنج چيز را نداشته باشد از زندگي خود چندان بهره اي نمي برد:
عقل
دين
ادب
حيا
خوش خلقي
دل را اگر از حسين بگيرم چه کنم
بي عشق حسين اگر بميرم چه کنم
فردا که کسي را به کسي کاري نيست
دامان حسين اگر نگيرم چه کنم
عالم همه قطره اند و درياست حسين
خوبان همه بنده اند و مولاست حسين
-ايام عزا تسليت
عزاداريتان مقبول
هر دم به گوشم میرسد ، آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
يک زن ميان محملی، اندر غم و تاب و تب است
اين زن صدايش آشناست،ای وای من او زينب است
باز محرم رسيد، ماه عزاي حسين
سينه ي ما مي شود، كرب و بلاي حسين
كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه
تا كه بگيرم صفا، من ز صفايحسين
پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است
ديباچه ي عشق و عاشقي باز شود
دل ها همه آماده ي پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين
ايام عزا و غصه آغاز شود
خنده كنان مي رود روز جزا در بهشت هر كه به دنيا كند گريه براي حسين
محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگوييد دوباره شور عاشوار به پا شد
عاقبت مدفن ما دشت بلاخواهدشد قبله سوم ما كرب و بلاخواهدشد برف سهل است اگرسنگ ببارد هرشب مجلس گرم عزاي تو به پاخواهدشد
باز کربلا دلربائی میکنی! تو چه کرده ای که حتی پرواز دل کربلا ندیده ها در آسمانت موج میزند؟
انگار که در کربلا آئینه ای نهاده اند که خنکای عالم بالا را تجربه کنی وبدانی که زیبائی و دلفریبی "حسین"تنها در دلهائی می نشیند که عرش پیماست.
هر وقت آب می نوشی می گویی یا حسین (ع) از این به بعد هر وقت آب دیدی و نخوردی بگو یا ابالفضل(ع)
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند؛ آنان که ماندند، باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی هستند. (دکتر شریعتی)
نازم آن آموزگاری را که در یک نیم روز؛ دانش آموزان خود را این چنین دانا کند. ابتدا قانون آزادی نویسد در جهان؛ بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند. هیهات من الذله
به نام خدا. نیت کن و 14 صلوات نثار امام حسین (ع) کن و این پیامک را برای 5 نفر دیگر بفرست تا ان شاء الله میلیون ها صلوات نصیب عزیز زهرا شود و تو در صواب آن شریک باشی.
پیامک های ویژه ایام فاطمیه را در این قسمت مشاهده کنید . 
پیامک های ویژه ایام محرم را در این قسمت مشاهده کنید . 
پیامک های ویژه عید غدیر را در این قسمت مشاهده کنید . 
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را میشکست انجا اگر عباس بود
ای قلم بنویس ای تاریخ در خود ثبت کن،در میان کوچه یک تن یاور زهرا نشد
در حريم فاطميّه مرغ دل پر مي زند ناله از مظلومي زهراي اطهر مي زند
الا اي چاه يارم را گرفتند گلم- عمرم -بهارم را گرفتند
ميان كوچه ها با ضرب سيلي همه دارو ندارم را گرفتند
زندگی بی فاطمه رنج آور است مرگ از این زندگانی بهتر است
گریه کن ای آسمان تنها شدیم خسته و درمانده و بی زهرا شدیم
ای تو شیعه با علی کن زمزمه فاطمه یا فاطمه فاطمه یا فاطمه
از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد نشناخته توصيف مقامش نكنيد
هر كس در او محبت زهرا نيست علامه اگر هست سلامش نكنيد
یا علی رفتم بقیع اما چه سود هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟ آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
زآن روزی که سیلی خورد زهرا سیه شد روزگار اهل معنا
شنیدم زعارفی که می فرمود حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا
زهرا كه شهيد گشت بي جرم و گناه هست از غم او، سينه ي عالم پر آه
ناموس خدا كجا و سيلي خوردن لا حول و لا قوه الا بالله
کشته شد محسن آنان که تماشا کردنند سند تیر به اصغر زدن امضاء کردنند
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت اي كاش مدينه در و ديوار نداشت
فرياد دل محسن زهرا اين بود اي كاش در سوخته مسمار نداشت
كاش قلبم به قبرش راه داشت كاش زهرا هم زيارتگاه داشت
ماگوشه نشینان غم فاطمه ایم محتاج عطا و کرم فاطمه ایم
عمریست که ازداغ غمش سوخته ایم دلسوخته ی عمر کم فاطمه ایم
ای محسن من! خدا گواه تو بود چشم حسنین من به راه تو بود
این جا در خانه علی شیر خداست اما چه کنم که قتلگاه تو بود
امشب ز غم تو آسمان بی ماه است چشم و دل ما قرین اشک و آه است
رفتی به جوانی از جهان یا زهرا گل بودی و عمر هر گلی کوتاه است
افسرده تر از داغ تو داغی نبود پژمرده تر از باغ تو باغی نبود
روشنگر دلهایی و اما افسوس برگمشده قبر تو چراغی نبود
تنی از تازیانه، پرتعب داشت دلی خونین، ز جهال عرب داشت
در آن هنگامه ی بدرود، زهرا(س) ز شوق مرگ لبخندی به لب داشت
رفتی و تنی سوخته از تب بردی آرام مرا به جان زینب بردی
با آمدنت به خانه ام فاطمه جان نه سال صفا دادی و یک شب بردی
دریغا رخت غم شد در بر من شده خاک مصیبت بر سر من
الهی بشکند دستی که از کین زده سیلی به روی مادر من
آن شب که ابوتراب با قلب حزین سپرد تن ام ابیها به زمین
دانی چرا دست ز دستش افشاند یعنی که تمام هستیم بود همین
زهرا که عنایتش به دنیا برسد باشد که به فریاد دل ما برسد
یارب سببی ساز که در روز جزا پرونده ما بدست زهرا برسد
فاطمه بنیان گذار مذهب است فاطمه آموزگار زینب است
نام او خود حدیث برتر است نام زهرا حرز جان حیدر است
نام زهرا مایه احساس بود نام او ذکر لب عباس بود
شمع شب افروز حيدر ميرود سوي جنان با دلي بشکسته و با قامتي همچون کمان
پرگرفته مرغ باغ آرزوهاي علي در غمش خون گريد امشب ديده هفت آسمان
طپشهاي دلم روبه رکود است دلم مشغول آن ياس کبود است
نشاني هاي اورا جمع کردم چه سازم سرسرايم پرزدود است
ياس باغ مصطفي بعد ازپدرخشکيده شد از جفاي ظالمان برگ وبر او چيده شد
آنقدر در ماتم بابا زجان ناله کشيد قوت هر روز وشب زهرا سرشک ديده شد
من با که گويم اين که بهارم خزان شده ماهم به خاک تيره غربت نهان شده
بانوي بي نشان که به هرسو نشان زاوست رفت از برم به قامت همچون کمان شده
ديدم که ز دل خدا خدا مي کردي شکوه زجفا به مصطفا مي کردي
اي کاش شبي پس از دعاي همگان از بهر شفاي خود دعا مي کردي
حق ذي القربي ادا شد بعد تو يا مصطفي کوثر قرآن فدا شد بعد تو يا مصطفي
تازيانه خوردن وناله کشيدن از جگر قسمت آل عبا شد بعد تو يا مصطفي
لااقل با من بگو از حالت اي نيکوسرشت اي نگاهت بهر حيدر برتر از باغ و بهشت
رنگ رخسارت خبر مي دهد از سر ضمير چه کسي روي کتاب عمر تو «پايان» نوشت
نمي گويم که تو نا مهرباني زبس خون رفته از تو ناتواني
دلم خواهد در آغوشم بگيري چه سازم که شکسته استخواني
مکن مخفي به سينه آه، مادر مرا کن از غمت آگاه ،مادر
مشو راضي پس از تو زنده باشم گل خود را ببر همراه ،مادر
از مشرق قلبم رسيده فاطميه رخت عزايم كو ، رسيده فاطميه
دل از غم فاطمه توان دارد، نه و ز تربتِ او كسي نشان دارد، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه
تا رخصت حضور نيابد، شب طلوع مهتاب از ادب نتراود به روزنش
تا کعبه راز سنگ کرامت نيفکند از چشم روزگار نهان است مدفنش
كاش قلبم به قبرش راه داشت كاش زهرا هم زيارتگاه داشت
بريزم اشک غم، از ديده بر رخسار مادر جان بنالم در عزايت بادل افکار مادر جان
به ياد آرم از آن ساعت که با پهلوي بشکسته کشيدي ناله در بين در و ديوار مادر جان
از آن غصب فدک و ز بردن حيدر سوي مسجد مرا ديگر نباشد طاقت گفتار مادر جان
کاش مهدی به جهان چهره هویدا میکرد گره از مشکل پیچیده ی ما وا میکرد
کاش می آمد و با آمدنش از ره مهر قبر مخفی شده ی فاطمه پیدا میکرد
بیـا به کـوچه هـای مـدیـنه سـری بـزنیم به خانه ای که درش سوخته دری بزنیم
خبر رسیـده که این روزها علی تنهاسـت بیـا به خــانه بـی فـاطمه ســـری بـزنیــم
قدم در خانه ی زهرا اگر بگذارد آن مولا در و دیوار را اول تماشا می کند مهدی